و بادام بازی و تیله بازی کردید یا که نه؟ هر کدومش برای خودش عالمی داشتش. برد و باختش
چقدر شیرین و تلخ بودش. یادش بخیر اون وقتها می رفتیم باغ پدر بزرگم و کلی بادام می چیدیم
می امدیم خونه عموم اینا و با پسرعمو هام شروع به بازی می کردیم از بادام بازی شروع میشد و
بعدش می رفتیم سراغ والیبال و فوتبال بازی کردن و اخرش هم نقشه ریختن برای اینکه یکی رو
سر به سرش بذاریم. یادمه یه بار بعد از بازی کردن رفتیم یه چند تا مارمولک گرفتیم و انداختیم توی
یه کیسه پلاستیکی کوچیک و با یه نخ سر کیسه رو بستیم و اوردیم خونه و دخترها رو با مارمولک ها
کلی ترسونیدم و کلی هم بهش خندیدم.
یه بار هم یه آزمایش علمی انجام دادیم
ثابت کردیم
میشه که یه مگس رو با نور ذره بین میشه یه مگس رو سوزندش
برای این کار یه مگس رو
گرفتیم و بهش یه سوزن زدیم و زیر ذره بین نگهش داشتیم و بعد دیدیم که زیر ذره بین سوختش![]()
جوجو: عجب به شما جایزه نوبل به خاطر این کار ندادن
این کار شما از قضییه نسبیت انیشتن و
قوانین نیوتن و فیثاغورث هم بالاتر بودش![]()
من:
مسخره می کنی![]()
جوجو: جمع کن برو بابا ها!!! آزمایش علمی
واقعا که![]()
من:![]()
پیشی( من برگشتم
): عصبانی از دست این جوجو نشو . همین که دیروز مجوز پروازش رو ازش
گرفتی بسه براش. اون بیچاره فعلا باید همش با خط یازده رفت و امد کنه![]()
![]()
![]()
من:![]()



